ساعت 9:18:19 سال 1386
ساعت 9:18:20 سال 1387
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحال و الاحوال
حوّل حالنا الی أحسن الحال
بهار می آید حتی به خاطر یک پرستو ، به خاطر شتاب گل
های ارغوانی در شکفتن عاشقانه و به خاطر همه ی قطره
هایی که در چشمان ابر حلقه زده اند.
بهار می آید رستاخیز طبیعت کیمیایی است که خاک را برای
باران و ارغوان و درخت را برای پرستو بهاری می کند.
بهار می آید جهان به ضرب آهنگ عشق جوان می شود.
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست ....... امتحان ریشه هاست ..... ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ........ زندگی چون پیچکی است انتهایش میرسد پیش خدا.
نخ داخل شمع ازشمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم،تو اب میشی؟